الشيخ المنتظري

457

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

حضرت على خطبه مفصّلى بعد از نماز عيد فطر خوانده اند كه مرحوم صدوق در كتاب « من لايحضر » آن را نقل مىكند ، ( 1 ) مرحوم شيخ عباس قمى هم در اواخر « مفاتيح الجنان » از قول صدوق نقل مىكند ، اين خطبه بيست و هشتم قسمتى از آن خطبه مفصّل حضرت على ( عليه السلام ) است و خطبه چهل و پنجم هم قسمت ديگرى از آن خطبه مفصّل است . « و من خطبة له ( عليه السلام ) : أَمَّا بَعْدُ ، فَإنَّ الدُّنْيَا قَدْ أَدْبَرَتْ ، وَآذَنَتْ بِوَدَاع » ( و از خطبه حضرت على ( عليه السلام ) است : اما بعد از حمد و ثناى خدا ، به درستى كه دنيا پشت كرده و اعلام كرده به متاركه با شما . ) بعضى از بزرگان كتاب نهج البلاغه را كتاب « نقد الدنيا » تعبير كرده اند ، يعنى كتابى كه از دنيا انتقاد مىكند ، يكى از خطبه هاى نهج البلاغه كه از دنيا مذّمت و انتقاد مىكند اين خطبه است . جايگاه دنيا در ميان عوالم وجود « دُنيا » ممكن است ناقص يايى از مادّه « دنى يدنى » باشد به معناى پستى ، آنوقت افعل التفضيل آن مذكّرش مىشود « أدنى » و مؤنث آن « دنيا » يعنى پست تر ; ممكن هم هست ناقص واوى از مادّه « دنا يدنو » به معناى نزديكى باشد يعنى نزديك تر . به هرحال اگر « دنيا » به معناى پست تر باشد ، از اين باب است كه عالَم ناسوت و عالَم طبيعت پست ترين عوالم وجود است . وجود و هستى از ذات حق تعالى كه محض الوجود و وجود بى پايان است شروع مىشود تا به پست ترين مرتبه اش كه اين عالم ناسوت و عالم مادّه و طبيعت است مى رسد . ذات بارى تعالى نور غير متناهى است ، و آسمانها و زمين جلوه و پرتو نور خدا هستند : ( الله نور

--> 1 - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 514 ، صلاة العيدين ، حديث 1482